السيد محسن الأمين ( مترجم : على حجتى كرمانى )
254
سيره معصومان ( فارسي )
وى همچنين به سند خود از زيد بن يثيغ نقل كرده است كه گفت : از على پرسيديم به چه چيز در حجه فرستاده شدى ؟ گفت : با چهار چيز اين كه جز نفس مؤمنه وارد بهشت نشود و گرد خانهء خدا شخص برهنه طواف نكند و بعد از امسال مؤمن و كافر در مسجد الحرام با هم اجتماع نكنند و هر كه با پيغمبر ( ص ) پيمانى بسته ، تا سرآمد آن ، پيمان بر قوت خود باقى است و هر كه با آن حضرت پيمان ندارد ، او را چهار ماه مهلت است . نسايى در خصائص به سند خود از سعد نقل كرده كه گفت : رسول خدا ( ص ) ، ابو بكر را با سورهء برائت روانه كرد ، او قسمتى از راه را رفته بود كه پيامبر ( ص ) على را فرستاد . على سورهء برائت را از ابو بكر گرفت و بدان جا رفت . ابو بكر دربارهء خود به گمان افتاد . رسول خدا ( ص ) فرمود : اين سوره را جز من يا مردى از ( خاندان ) من نبايد برساند . همچنين نسايى به سند خود از انس نقل كرده است كه گفت : رسول خدا ( ص ) سورهء برائت را با ابو بكر فرستاد و سپس او را فراخواند و گفت : سزاوار نيست كه آن را جز مردى از خاندان من ابلاغ كند . آنگاه على را خواند و سورهء برائت را به او داد . وى همچنين به سند خود از زيد بن يثيغ ، از على نقل كرده است كه رسول خدا ( ص ) سورهء برائت را با ابو بكر براى مكيان فرستاد سپس على را در پى او روانه ساخت و به دو فرمود : نامه را از ابو بكر بگير و خود آن را براى مكيان ببر . على خود را به ابو بكر رساند و نامه را از او گرفت . ابو بكر دلشكسته بازگشت و به رسول خدا ( ص ) گفت . . . على ( ع ) در ذى الحليفه و به قولى در عرج و بنا به قولى ديگر در روحاء و در حالى كه بر عضباء ، ناقهء رسول خدا ( ص ) سوار بود به ابو بكر رسيد . مجلسى گفته است : مفسران و ناقلان اخبار اجماع كردهاند كه چون سورهء برائت نازل شد ، رسول خدا ( ص ) آن را به ابو بكر داد و سپس آن را از وى گرفت و به على بن ابى طالب تحويل داد . در اين باره اختلاف كردهاند كه على اين سوره را از ابو بكر گرفت و آن را بر مردم خواند و ابو بكر امير بر موسم بود و اصحاب ما روايت كردهاند كه پيغمبر ( ص ) على را بر موسم نيز به عنوان امير تعيين كرد . برخى ديگر گفتهاند : پيغمبر ( ص ) به على فرمود كه سورهء برائت را از ابو بكر بگيرد ، بنا بر اين عادت عرب كه جز خود يا يكى از نزديكانشان پيغام نمىرساند . در اين قول ، نظر است زيرا در اين باره خبرى وارد نشده و بر فرض هم كه چنين بوده ، اسلام آمد تا عادات جاهلى همچون عدم وراثت زنان و تفاخر به اجداد و آباء را از بين ببرد و اين فرمانى الهى بوده كه جز خود پيغمبر ( ص ) يا كسى كه همانند نفس اوست نبايد كس ديگرى اين مأموريت مهم را به انجام رساند . سريهء على بن ابى طالب ( ع ) به يمن ابن سعد گويد : گفتهاند اين سريه دو بار اتفاق افتاد يك بار در ماه رمضان سال دهم هجرى . گويند رسول خدا ( ص ) على ( ع ) را به يمن فرستاد و لوايى براى او بست و به دست خويش برايش عمامه